بالاخره امتحان ها تموم شد، اما پروژه ها همچنان باقی است!
در این دوران امتحانات، یک حاشیه جالب که به وجود اومد، پیش اومدن دوباره The Ramsey effect بود، که در شبکه های اجتماعی ایرانی هم بازخورد بسیاری داشت.
اما من که کمتر فوتبالی هستم، در یک اتفاق تقریبن موازی، با یک ramsey دیگه آشنا شدم، که در کنار رمزی که در دوران المپیادی توفیق آشنایی باهاش داشتم و امیدوارم در دانشگاه هم بیشتر بشناسمش، و رمزی مذکور، تشکیل سه گانه رمزی ها را دادند!!!
حالا برگردیم سر رمزی ای که شما کمتر می شناسید، البته در ادامه مطلب :)


نترسید!
گوردون فقط یک آشپز ساده است، البته نه خیلی هم ساده و  مشهور به استفاده از F words ، در حدی که یک برنامه هم به همین نام ساخته! و به همین دلیل و کمی عصبانیت های بامزه-طورش ، کارش حسابی توی تلویزیون گرفته.
حالا دو تا برنامه نسبتن مشهور داره، که هر کدوم جدا از جذابیت ها شون، به دلیل رک و جدی بودن گوردون، ویژگی هایی از انسان ها رو نشون میده، که کمتر جایی میشه دید.

پیش نویس: من این جا نکته هایی رو می گم که توی دیدن این برنامه ها دیدم، با توجه به این که مقدار کمی در موردشون توضیح دادم، خوندن در موردشون یا دیدن یه قسمتشون که توی یوتیوب پیدا میشه، باعث میشه که درک بهتری نسبت بهشون داشته باشید :)

:Kitchen Nightmares

یه برنامه ای که میره به رستوران هایی که دارن ورشکست می شن سر میزنه، و می بینه که اوضاعشون چه جوریه و چرا شکست خوردن اینا.
نکته جالبش اینه که، در اکثر مواقع، این رستوران ها موفق بودن! یعنی اسم رسمی داشتن برای خودشون.

اما همین اسم رسم براشون اصلی ترین و اساسی ترین مشکله!!!!

یعنی افکار صاحب هاشون توی همون موقعیت می مونه، و فکر می کنن که بهترینن و هیچ چیز نباید تغییر کنه، و بعد یه مدت هر چی بقیه به طرف می گن که آقا/خانم داریم بدبخت می شیم، حرف تو کتشون نمیره.
تا این که این گوردون آقا میره چارتا فحش بهشون میده(!) و براشون دلیل مدرک و مثال میاره که آقا دیگه اون روز ها تموم شد تا طرف قبول می کنه( و البته در ضمن از پول های هنگفت اش هم هزینه می کنه براشون!)  و کلن رستورانه می ترکونه اینا.

حالا وقتی من این رو دیدم، یاد یه حرف جالب در مورد کشور خودمون و یونان و حتی مصر افتادم! این که این کشور ها ، اکثرن توی گذشته شون موندن، و هر کی هم هی میاد بهشون میگه آقا دنیا تغییر کرده، شاید در ظاهر سعی کنن تغییر کنن، اما در باطن همشون هنوز فکر می کنن قدرت برترن، و هیچ وقت قدرت برتر نمی شن!

و همچنین حتی یاد خودم.....

پس نوشت(!): یک تحقیق گفته که 60 درصد از رستوران هایی که رمزی کمکشون کرده ، بالاخره بسته شدن، اما یه نقد خوب روش نوشته شده بود این که گوردون درد رو غالبن درست شناسایی می کنه، اما درمانش لزومن جواب نمی ده، چون درمان درد مدیریتی ، بسیار بسیار سخت تر از درد های جسمی ، و تازه همون درد های جسمی هم در مواقع حاد نرخ موفقیت کمی دارن.
و در کل از 100 درصد بسته شدن هم بهتره قطعن!

:Hell's Kitchen

یک نبرد (آشپزی) تمام عیار
نبردی که استرسش مسابقه دهنده ها را به بیمارستان می کشاند!

تماشای رفتار شرکت کنندگان هم بسیار جذاب است، تعملاتی که آن ها با هم در جلوی دوربین ، در حین کار و زیر فشار دارند.
بعضی ها خودشان را می بازند، اما بعضی به آن مثل یک "شطرنج" نگاه می کنند.

به دلیل که تا قسمت های آخر مسابقه گروهی است، ولی حذف افراد در گروه بازنده به صورت انفرادی انجام می شود، باید یاد بگیری چه گونه هم در خدمت گروه باشی، هم نه! یک بازی پیچیده که در آن پیدا کردن تعادل می توانند موجب پیروزیت شود. و هم چنین:
"keep friends close but enemies closer"

هم چنین باید یاد بگیری که در حین کار، از دیگران بیاموزی و پیشرفت کنی، همیشه یک معلم خوش رو بالای سرت نیست که با عزیزم و اشکال نداره، بهت آموزش بده.