All of us have had this experience. At some point, we have each said through our tears,

"I'm suffering for a love that's not worth it."
We suffer because we feel we are giving more than we receive. We suffer because our love is going unrecognized. We suffer because we are unable to impose our own rules.
But ultimately there is no good reason for our suffering, for in every love lies the seed of our growth. The more we love, the closer we come to spiritual experience.

Those who are truly enlightened, those whose souls are illuminated by love, have been able to overcome all of the inhibitions and preconceptions of their era. They have been able to sing, to laugh, and to pray out loud; they have danced and shared what Saint Paul called "the madness of saintliness." They have been joyful—because those who love conquer the world and have no fear of loss.
True love is an act of total surrender.
-Paulo Coelho,By the River Piedra I Sat Down and Wept


همه‌ی ما تاکنون این تجربه را داشته‌ایم: در مقطعی، در میان اشک‌هایمان گفته‌ایم:
"به خاطر عشقی رنج کشیده‌ام که ارزشش را نداشته است."
ما رنج می‌کشیم برای این که حس می‌کنیم بیش از آن‌چه می‌گیریم، می‌دهیم. رنج می‌بریم برای این که عشق‌مان مورد توجه قرار نمی‌گیرد. رنج می‌بریم چون نمی‌توانیم قواعد خودمان را جاری کنیم.

اما در نهایت، هیچ دلیلی موجهی برای رنجمان نمی‌یابیم، زیرا عشق بذر رشد ماست. هر چه بیشتر عشق بورزیم، به تجربه روحانی عمیق‌تری نزدیک می‌شویم.

کسانی که به راستی روشنایی را یافتند، همان‌ها هستند که روح‌شان را با نور عشق روشنی داده‌اند، و به مدد آن توانسته‌اند بر تمامی پیش‌داوری‌های دوران خود فائق آیند. می‌توانند بخوانند، بخندند، و با صدای رسا بستایند، برقصند و آن چه پائول قدیس " چنون مقدس" می‌نامد را به اشتراک بگذارند. شاد بودند- برای این که عشق‌شان جهان را فتح می‌کرد و هیچ ترسی از شکست نداشتند.
عشق واقعی همانا تسلیم شدن کامل* است.
-کنار رود پیدرا نشستم و گریستم: پائلو کویلو، با نگاهی به برگردان آرش حجازی


*پ.ن: بعد از چند بار خواندن متن، در آخرین لحظه‌ای که در حال ترجمه بودم، دیدم که می‌توان به جای این ترکیب سه‌تایی، نوشت "اسلام" و  چه قدر این متن یک دفعه تغییر می‌کند و معنای متفاوتی که از آن در نگاه اول انتظارش را نداشتم پدید می‌آید. اما برای این که احتمالا پائولو کوئیلو منظورش اسلام نبوده و برای کلی‌تر شدن متن همان کلمات قبلی را جایگزین کردم.
پ.ن۲: من اول این متن را انگلیسی خواندم و با وجود این که چند کلمه‌اش را مطمئن نبودم، تاثیر شگرفی روی من گذاشت، برای همین ابتدا متن انگلیسی‌اش را آوردم که بعد دید و ترجمه خودم را از آن بنویسم.