حارج شدن از زندگی روزمره‌ی ۹ صبح تا ۹ شب‌ای از خونه به دانشگاه، یه کم اذیت کننده بود و هست هم‌چنان.
اما امکانات و خدماتی که در اختیار مون می‌ذارن در نگاه اول خیلی عالی‌ه.
ولی یکی به من می‌گفت به سیستم‌شون نگاه کن، ببین اون جا چی دارن که توی ایران نداریم و نمی‌تونیم با قدرت جلو بریم.
من فکر می‌کنم مشکل سیستماتیک نیست توی ایران، مشکل فرهنگی‌ه، مشکل این که زندگی رو خوب نمی‌بینیم، نمی‌خوایم شاد و باشیم و صرفا می‌خوایم توی یک رقابت لجام‌گسیخته از هم پیشی بگیریم، نمی‌دونم هم در چی، می‌ترسم به جایی برسیم که زندگی‌اکی که اجدادمون داشتن و اجتماعی تر بودن رو از یاد ببریم، و صرفا به بیشنه کردن سود خودمون فکر کنیم، با این که به تعادل می‌رسیم، ولی تعادل به شدت داغونی خواهیم داشت( شاید هم الان توش هستیم :؟)
یعنی این که پایداری چیز خوبیه، ولی این پایداریمون رو به جلو نیست احتمالا...
#تراوشات‌یک‌ذهن‌، خیلی #جدی شون نگیرید