اول از همه اگه نرفتید 
www.decisionproblem.com/paperclips/
رو بازی کنید برید بازی کنید، می‌خواستم یه پست جدا در وضف‌اش بزارم، ولی مثل بقیه‌ی پست‌های "چرا چگونه‌"ام رو هوا موند :-"

حالا بعدش هم داستان راستانم رو بنویسم:


سخت کردن لزوما خوب نیست، سخت‌اش نکنیم! این جمله‌ای ایست که عرفان لقمانی با ساخت کانال تلگرامی در ذهنم انداخت، و من این ایراد را در جلسه‌ی SSC (انجمن علمی دانشکده کامپیوتر دانشگاه شریف) گرفتم و اون‌ها هم قبول کردن.
ولی وقتی این رو دیروز بعد از یکی دوستان، حتی مشاور بهم گفت، فهمیدم که چه قدر مهم و اساسی‌ه، که سخت و پیچیده کردن خوب نیست، و این مشکل کشیده شده توی تک تک اجزای دیگه‌ی زندگی‌ایم :-"

ولی از اون طرف فکر می‌کنم اگر نخواهم سخت‌اش کنم، خوب که چی، واقعا توی این دنیایم که خوشحال و شاد و خندان باشیم ؟ استراتژی الانم این شده که ببینم در عین خوشحال و شاد و خندان بودن می‌شه اون هدف‌های بلند پروازانه(!) قبلی‌‌ام رو هم داشته باشم یا نه.

امیدوارم بشه، چون تا حالا شده، و حیفه که باز هم نشه.

ولی می‌‌ترسم باز هم همین سخت کردن باشه، یعنی اگه بخواهم حتی حدی براش پیدا کنم هم باز هم سخت کردن باشه، خدایا ما را از همه‌ی سختی‌های روزگار به‌رهان ، ان‌شاالله