" محقق در موسسه علوم و تحقیقات اتریش"
"بازیگر و کمدین در دانکشده دندان‌پزشکی"
"the queen of shitty robots"
خوب آدم ایده‌ای نداره که چرا عنواین بالا باید جذاب باشه به عنوان شغل. ولی اتفاقا نکته در همین جاست:
"سندروم جو: ملت جوگیرن فکر می‌کنن چون المپیاد کامپیوتر بوده‌ان باید حتمن برن نرم‌افزار بخونن"
"تا حالا چنین آثاری با محتوای دندان پزشکی تولید نشده بود."
"the easiest way to be at the top of your field is to choose a very small field"
این نقل‌قول‌ها شاه‌کلید صحبت‌های آدم‌هایی که خاص شدن، یا به تعبیری خواص*. آدم‌هایی که از زندگی‌شون لذت می‌برن و لذت‌شون رو هم به بقیه منتقل می‌کنن. این آدم‌ها رو به یک دلیل انتخاب کردم^، در جامعه دنبال کار خودشونن، حرکت گله‌ای انجام نمی‌دن و یک شاخه خاص رو دنبال می‌کنن و توی اون بهترین می‌شه: چون توش کس دیگه‌ای نیست!
رقابت و حسادت و .... براشون معنی پیدا نمی‌کنه، تمام تمرکز و وقت‌شون رو می‌ذارن روی کارشون و کیفش رو می‌برن. و خیلی جالبه که این کیف بردنه از تمام اعضا و جوارحشون می‌زنه بیرون و مردم هم می‌فهمن و دنبال‌شون می‌کنم و اصلا یک دنیا رو متحول می‌کنن:
"خیلی از بچه‌های المپیادی"
"میلیون‌ها ایرانی"
"میلیون‌ها نفر در یوتیوب از سرتاسر دنیا"
.
.
.
سر این داستان خاص بودن، خیلی‌ها( من جمله خودم و از خودم) می‌پرسن که چه کنیم و کدوم کلاس رو بریم و راه کی رو پی‌بگیریم و ...
ولی این راه‌های دیگران رو دیگران رفتن! دیگه خاصیت خودشون رو از دست دادن!
با راه و روش دیگران نمی‌شه خاص شد. کاری رو بکن که لذت می‌ده بهت، اگه حتی هیچ کس تا حالا اسمش رو نشنیده، اگه حتی مسخره‌ات می‌کنن و قبولت نمی‌کنن.
خودت باش و خودت! ولاغیر...


*خاص شدن رو از اون دانش ویکی‌پدیایی‌ایم می‌گم، این که می‌شه براشون صفحه ویکی‌پدیا زد به فارسی، احتمالا نه به زودی ولی در سال‌های نزدیک.
^این دلیل رو در بقیه خواص هم به صورت ضمنی دیدم، ولی این دوستان به صورت عینی گفتن.