در این شب سیاهم گم گشت راه مقصود           از گوشه‌ای برون آی ای کوکب هدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود            زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

شده حکایت این روزهای ما و شبکه‌های اجتماعی، منظورم هم بیشتر روی اصل و رشیه شبکه‌های اجتماعی، نه پیام‌رسان‌هایی مثل تلگرام و گوگل‌تاک خدا بیامرز. این توئیتر و فیسبوک و ایسناگرام، که خیلی شیک و مجلسی ما را معتاد خودشون کردن و نیازهای ارتباطی آفریدن که ۱ درصد مواقع به درد می‌خوره، ولی ۹۹ درصد مواقع باعث آزار و اذیت بقیه می‌شه.
نقاط اکستریم‌اش هم توی ایران اینستاگرام و توئیترن. توی اینستا همه چه گل و بلبله و همه شادن و خوشحال و عکس از "سفرهایی رویایی‌ایشون" همراه غذاهایی که "باید حتمن تجربه‌شون کنی" و "عجقم تولدت مبارک می‌ذارن"، ولی از اون طرف توی توئیتر به زمین و زمان فحش می‌دن و از "عملکرد فلانی و بهمانی" و "رفتار اشتباه اجتماعی اون یکی قشر" و "چرا زندگی با من نمی‌سازه" و این‌ها حرف می‌زنن.
این شرکت‌ها هم از این اکسترمیزم لذت می‌برن، می‌دونن هم با روح و روان مردم چی‌کار می‌کنن، ولی منبع درآمدشون همینه.

به نظرم اون‌هایی که از آینده تکنولوژی، به خصوص هوش مصنوعی می‌ترسن، حق دارن! با همین دانش فعلی هی داریم سعی می‌کنیم کاری کنیم که از مردم نهایت سواستفاده رو بکنیم.

اصلا نمی‌گم دنبال تکنولوژی نریم، اتفاقا می‌گم بریم و فراگیرش کنیم، تا همه بتونن در توسعه‌اش مشارکت داشته باشن و روند جوری پیش بره که فشارها وارد بشه که به فکر بیشینه کردن سود جمعی باشیم، نه یه عده‌ی خاص.