این  روزها بحث خیلی خوبی بین دانشجویان در باب فواید و مضرات تمدید، یک نگاه بسیار خوب را این جا در قالب یک مسئله‌ی نظریه بازی‌ای به کوشش یکی از دوستان خوبم می‌توایند ببینید.
اما یکی دیگر از دوستان در باب مشکلاتی که سبب نیاز دانشجویان به این تمدید می‌شد سخن گفت، که خلاصه‌اش می‌شود در محیطی قرار داریم که هیچ چیزش استاندارد نیست و در این شرایط مقایسه با کشورهای خارجی مجاز نیز است و تمدید ناگریز است.

من این بحث را بار دیگر با استاد درس نظریه الگوریتمی بازی‌ها مطرح کردم و به جوابی که آن‌جا رسیدیم این بود که می‌توان در قالب یک بازی تکرار شونده با ساختارهای تنبیهی و تشویقی مناسب این موضوع را حل کرد.

اما این جا می‌خواهم دیدگاه نبود استاندارد را مورد بررسی قرار دهم. به نظر من یک راه حل غلط برای یک وضعیت غلط، به مشابه ریاضیات منفی در منفی ، مثبت نمی‌شود، بلکه آن وضعیت را بدتر می‌کند. این که در محیط (اکادمیک) ما استانداردها رعایت نمی‌شود دلیل نمی‌شود که ما نیز دست به بی‌استانداردی بزنیم.

در مورد یک دانشجو دو حالات  از تصور خارج نیست، یا این که وارد محیط کاری می‌شود یا وارد محیط آکادمیک، در مورد اول یکی از دوستان من که در جزو مسئولان ممتاز کافه بازار هست، در این مطلب به خوبی موضوع رو شکافته است و بیان کرده است که چرا این بحث تمدید در کار بی معنی و مسخره است.

حالت دوم این است که بخواهد مسیر تحقیق و پژوهش آکادمیک رو دنبال کند. در این مورد هم در چند سالی که من در آزمایشگاه پژوهشی رفت و آمد داشتم، دیدم که هیچ وقت ددلاین سامبیت مقاله‌ای تمدید نشده و آن‌هایی که کار خود را به روز آخر موکول می‌کنند، معمولا چنان که باید و شاید به نتیجه نمی‌رسند. به همین دلیل دوستان دانشگاهی خارجی که دیدم و شنیدم بسیار سخت کار می‌کنند و به فکرشان هم تمدید نمی‌رسد.

بنابراین در وضعیت کنونی، ارائه‌ی فرهنگ تمدید آفتی است که در ذهن دانشجویان این دوره می‌نشیند و آینده‌ی آنان را خراب می‌کند. در نتیجه بهتر است تلاش کنیم تا وضعیت را بهبود دهیم به جای این که خودخواهانه بخواهیم برای دوره‌ی خودمان کار راه بندازیم و یک چرحه‌ی معیوب را ادامه دهیم...